السيد الخميني

159

ديوان امام ( فارسى )

خلوت عشاق فرّخ آن روز كه از اين قفس آزاد شوم * از غم دورى دلدار رهم ، شاد شوم سر نهم بر قدم دوست به خلوتگه عشق * لب نهم بر لب شيرين تو ، فرهاد شوم طى كنم راه خرابات و به پيرى برسم * از دم پير خرابات ، دل‌آباد شوم ياد روزى كه به خلوتگه عُشاق روم * طرب‌انگيز و طرب‌خيز و طرب‌زاد شوم نه به ميخانه مرا راه ، نه در مسجد جا * يار را گو ! سببى ساز كه ارشاد شوم